{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باتشکر از همکار قشنگم ایدیش توی بیوم هست

باتشکر از همکار قشنگم ایدیش توی بیوم هست
پزشکی،فانتزی،معمایی،ماجراجویی
مجازی
🩺🩺🩺🩺🩺🩺🩺🩺🩺🥼🥼🥼🥼
کتاب مغازه جادویی، داستان قابل توجه تلاش یک جراح مغز و اعصاب برای کشف رمز و راز ارتباط بین مغز و قلب را بیان می‌کند. داستان زندگی دکتر جیمز آر دوتی از کودکی، وقتی که با یک مهربانی، مسیر زندگی‌اش تغییر کرد تا بزرگسالی، وقتی که مرکزی برای مطالعه‌ی شفقت در دانشگاه استنفورد تأسیس نمود، نشان می‌دهد که چگونه هر یک از ما می‌توانیم باعث ایجاد تفاوت شویم. مطمئنا بسیاری از خوانندگان، تحت تأثیر این داستان الهام بخش قرار خواهند گرفت و قلب‌های خود را باز خواهند کرد تا ببینند چه کاری می‌توانند برای دیگران انجام دهند.

خلاصه کتاب مغازه جادویی

در رمان مغازه جادویی با جیمز کوچک همراه می‌شویم که از خواب بیدار می‌شود و متوجه می‌شود انگشت شستش نیست؛ انگشتی مصنوعی که با آن شعبده‌بازی می‌کرده و وسیله‌ای بوده برای فرار از تحقیر و توهین و فقری که در خانواده با آن روبه‌رو است. جیمز از خانه بیرون می‌آید و برای پیداکردن یک انگشت مصنوعی دیگر وارد یک مغازهٔ عجیب می‌شود.

بخش بزرگی از داستان کتاب مغازه جادویی دربارهٔ آشنایی جیمز دوتی با صاحب مغازه یعنی روث است. نویسنده تمام چیزهایی که از روث یاد گرفته را با عشق در اختیار مخاطب قرار می‌دهد تا او را وارد دنیای شگفت‌انگیز خودش کند
دیدگاه ها (۴)

خانوم مدیرعاملبعضی آدم‌ها درست در زمانی وارد زندگی‌ات می‌شون...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

پارت سوم — یک روز معمولیسوآ از وقتی یورا را با خودش برده بود...

گذشته و خانوادهخاندان: تِنِبریسقدمت خاندان: بسیار قدیمی و مر...

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۵: پایانِ ضیافت«بخش اول»سوآ چند ثانیه پشت...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :انطباق با عقل و وحی و س...

P : 23

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط