My lovely neighbor part  ۹۱

My lovely neighbor part : ۹۱

_ بله عزیزم
+ کجایی؟
_ منتظر یه فرصت بودم تا بهت زنگ بزنم من تو بیمارستان مموریال هستم
+ چی؟
_ همه چی مرتبه خودم اومدم
+ مگه چی شده؟ تو رفتی تا فقط قهوه بگیری نمی فهمم
_ تو صف صندوق بودم از بیمارستان بهم زنگ زده بودن و یهو احساس سینه دردی بهم دست داد که تا به حال تجربه نکرده بود مثل چی من رو ترسوند نمیخواستم ریسک کنم و بیام خونه واسه ی همین مستقیماً اومدم بخش اورژانس
+ الان چی شد؟
_ اونا پذیرشم کردن
+ دارم میام اونجا
_ لطفاً تصادف نکن با آرامش بیا و از وقتت استفاده كن من حالم خوب میشه خب؟
+ باشه
میتونست حتی بگه که میخوام بزنم زیر گریه
_ چلسی...لطفا گریه نکن باشه؟ به خاطر من قوی باش حالم خوب میشه فقط قراره معاینه بشم بعدش ما بر میگردیم خونه و کنار درخت کریسمسمون قهوه هامون رو می نوشیم
+ باشه دوستت دارم
راه منتهی به بیمارستان به نظر بی پایان می اومد وقتی که وارد اتاقش شدم تهیونگ رو تختش نشسته بود
سمتش دویدم و شروع به هق هق کردم
تهیونگ آغوشش رو باز کرد
_ آروم باش عزیزم من خوبم
چشم هام رو پاک کرد
+ تو همه اون چیزها رو به من گفتی بعد... من ترسیدم که...
_ که من تا تو برسی اینجا میمیرم؟ چون بهت گفتم تا روزی که بمیرم عاشقت میمونم؟
با صدای تو دماغیم گفتم : + آره
لبخند زد
_ بايد لحظات وحشتناکی بوده باشن تازه تو کلی کتاب مزخرف عاشقانه میخونی
ما بیشتر روز کریسمس رو تو بیمارستان گذروندیم
اونها از تهیونگ یه سری آزمایش گرفتن و گذاشتن که بره اما با علم به این که باید در اولین فرصت ممکن بعد از تعطیلات پیش دکترش بره
سه شنبه بعدی ما تونستیم متخصص قلب و عروق تهیونگ رو در استنفورد ملاقات کنیم
دکتر تاسکانو سبک اخلاقی ملایمی داشت و تمام سعیش رو میکرد تا من رو آروم کنه
بعد از دیدن آزمایشات به من لبخندی زد و گفت :
€ مدتی هست که تهیونگ رو میشناسم باید بگم که اون هیچ وقت به اندازه ی الان به نظر خوشحال نمی اومد
+ ممنونم
_ دکی من چلسی رو آوردم و بنابراین شما میتونی به طور خصوصی هر سوالی که داره رو جواب بدی هنوز درباره ی جراحی هیچ تصمیمی نگرفتم ولی میخوام که چلسی کاملا مطلع و آگاه باشه
€ انجامش برام باعث افتخاره
دکتر چهارپایه کوچکی رو برداشت و روش نشست
€ چه چیز به خصوصی رو میتونم براتون توضیح بدم؟
گلوم رو صاف کردم و گفتم :
+ فکر کنم که فقط میخوام درباره ی مقدار ریسک و خطرناکی جراحی در برابر مزایاش بیشتر بدونم
€ همون طور که احتمالا میدونی به روش ما برای این جراحی میکتومی سپتال گفته میشه ما قسمت کوچکی از جدار کلفت تر قلب که قلبش رو احاطه کرده میبریم تا گرفتگی رو باز کنیم این کار پمپاژ خون رو برای قلب آسون تر میکنه ما همیشه احساس میکنیم که تهیونگ شخص مناسبی برای این نوع عمل هستش هم به خاطر جوانی مشخصش و هم به خاطر کلفتی قابل توجه جدار قلبش
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
جراحی میکتومی : عمل جراحی میکتومی یک نوع عمل جراحی قلب باز و پیچیده هست که در آن قسمتی از عضله با رشد زیاد از حد برداشته میشه و انسداد حذف میشه این عمل جراحی در درمان کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک موفقیت آمیز بوده و نرخ مرگ ومیر ناشی از این عمل جراحی کمتر از یک درصد هست
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
وقتی که کمی حواس پرت به نظر اومدم تهیونگ تصمیم گرفت تا خجالت زده ام کنه
_ ببخشید دکی...تو گفتی کلفتی و ذهن چلسی احتمالا سمت قسمت دیگه ای از آناتومی بدنم رفته
دکتر لبخندی زد اما از طرف دیگه تصمیم گرفت تا ازش چشم پوشی کنه
€ در هر حال جراحی با راحت کردنش از علائم بیماریش یه جورایی مجهزش میکنه اما مهم تر از اون باعث بیشتر شدن میانگین عمرش میشه
+ بی خطره؟
€ به خودی خودش خیلی بی خطره بله ولی مثل هر فعالیت جراحی، مقداری خطر وجود داره هر چند که مقدارش خیلی کم باشه...
+ مثلا چه خطرهایی؟
€ احتمال اتفاق عفونت حمله قلبی، سکته و مرگ ولی ما هر کاری میکنیم تا احتمال اتفاق افتادن این گونه خطرات رو به حداقل برسونیم
+ من کلی چیز متناقض درباره ی این که این عمل تا چه حد میانگین عمر افراد رو پایین میاره خوندم
€ درست میگی مکاتب علمی زیادی درباره اش بحث کردن ولی جدیدترین تحقیقات بر روی افرادی چون تهیونگ که این علائم رو دارن نشون میده که میکتومی میانگین عمرشون رو حداقل عادی میکنه احتمال ده سال زندگی بیشتر نود و نه درصد هستش چیزی که برای عموم مردم چیز طبیعیه
+ ده سال زندگی بیشتر درباره ی کسایی که عمل رو انجام نمیدن چطور؟
€ هفتاد و سه درصد احتمالش هست
+ واو !

سلامی دوباره اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا روح نباشید لطفاً
لایک : ۵۰
کامنت : ۴۰
ری‌پست : ۱۶
دیدگاه ها (۳)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

انیمه جایسو

سلاممممممم صبحتون بخیر ! خوشگلا فعالیت من از امروز شروع میشه...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.12هوپی:یه نوع بیماری قلبیه کوک:چی ...

هیچ‌کس اون لحظه‌های واقعی رو نمی‌بینه…لحظه‌ای که باید تصمیم ...

داستان از سال ۱۳۱۰ توی جنوب شروع میشه؛ جایی که شوشتر(طبق گفت...

حاجت داری بنویس یا امام رضا علیه السلام

دیدار باتو (پارت ۴)

My lovely neighbor part : ۶۸

«the price of love»»part:1»«فلش بک به 11 سال پیش»«بیمارستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط