{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“افسانه “ی احساس که روی کفنم ریخت

“افسانه “ی احساس که روی کفنم ریخت

نیماییِ تو روحِ غزل دربدنم ریخت !



با اینکه دلم دور شد از ”عالم معنا”

باران “نِی” از عرش خدا بر وطنم ریخت



سرمست، دوید عشق به سمت ملکوت وُ

غِلمان لبت شیر وُِ عسل در دهنم ریخت!



آبستن از احساس تو ام نطفه ی عیسی

تحریک شد انگار خدا … توی تنم ریخت



“عصیان” ِدلم حاصل اشعار فروغ است

“عریان” شدم از “عشق”،ببین پیرهنم ریخت!



وقتی غزلم روی دل کفر اذان داد …

در کعبه فقط دست خودت طرح صنم ریخت!
دیدگاه ها (۳)

هوالعشق‌شُغلم این است ، گدایی ز دیار حسنمبعد ، با حفظ سِمَت ...

#نجف

#امام_علی_ع بنویسید مرا بنده ی سلطان نجفبنویسید که عالم همه ...

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

این پنج نور علت زیبای خلقتند

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

شبی ساکت و دلگیر, خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر... ...

#دلتنگ_اذان_حرم_کربلا نوشتند:که هنگام اذان دست به دامان خدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط