از ديوانه اي ميپرسن چرا ديوانه شدي؟ميگه من ي زن گرفتم که

از ديوانه اي ميپرسن چرا ديوانه شدي؟ميگه من ي زن گرفتم که دختري 18ساله داشت،دختره زن بابام شد پس زن من مادرزن بابام شد،بابام داماد من شد،من شدم پدرزن پدرم!دختر زنم پسر زاييد که دادش من و نوه زنم بود،پس نوه من هم بود،پس من پدربزرگ داداشم بودم،زنم پسر زاييد در نتيجه زن بابام خواهرناتني پسرم شدو پسرم داداش من شد. توبودي ديوونه نمي شدي.
دیدگاه ها (۳)

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

ازیه دیوانه ای پرسیدندچرادیوانه شدی؟گفت.من یه زن گرفتم که دخ...

ازیر نفر ميپرسن چرا ديوانه شدی؟ميگه من يه زن گرفتم كه دختری1...

ازدیوانه ای میپرسن چرا دیوانه شدی؟میگه من یه زن گرفتم که دخت...

از دیوانه ای میپرسن چرا دیوانه شدی؟ میگه :یه زن گرفتم که دخت...

از يه ديونه میپرسن چرا دیوونه شدی ؟ میگه من یه زن گرفتم که ...

از یه دیوانه میپرسن چی شدخل شدی؟میگه من یه زن گرفتم که دختری...

از یه دیوانه میپرسن چی شدخل شدی؟میگه من یه زن گرفتم که دختری...

از یه دیوانه میپرسن چی شدخل شدی؟میگه من یه زن گرفتم که دختری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط