{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو ( وقتی قربون صدقشون میری چه واکنشی نشون میدن؟ ) {

سناریو ( وقتی قربون صدقشون میری چه واکنشی نشون میدن؟ ) { درخواستی }

------------------
چان :: چان کلا از اینکه یکی قربون صدقش بره بسیاررر خوشش میاد و حالا تو که عشقشی قربون صدقش میری بدجوری ذوق کرده و ولش کنی از دیوار راست بالا میره
چان :: ا.ت یبار دیگه بگو جمله اخروووو ( ذوق )
ا.ت :: تو گرگ کوچولوی منیی
چان :: در حال چرخیدن و ذوق کردن
------------------
مینهو :: ا.ت خوبی؟؟ چیزی نیاز داری عزیزم؟؟
ا.ت :: وا چرا مگههه نه چیزی نمی‌خوام
مینهو :: تو هیچوقت قربون صدقم نمیرفتی اگه هم می‌رفتی چیزی میخواستی
ا.ت :: ولی الان دارم میرممم دلیلم ندارههه تنها دلیلش اینه که خیلی دوست دارم
مینهو :: بچم هیچی نمیگه ولی از درون واقعا ذوق کرده بودد
-------------------
چانگبین :: آقای سئو بسیار خجالتی هستن و با قربون صدقه های شما دارن آب میشن و یهو میگیرت بین دوتا بازوهاش و محکم بغلت می‌کنه
چانگبین :: خیلی نازییی
ا.ت :: دارم خفه میشممم
چانگبین :: پس انقد ناز نباشش
-------------------
هیونجین :: هیونجین به معنای واقعی عاشق قربون صدقه هات بود .. و اینبار به نقاشی خوشگل کشید و بهت هدیه داد ..
هیونجین :: درسته که تو با قربون صدقه عشقتو نشون میدی .. منم تمام عشقمو تو این نقاشی جمع کردم و تقدیمت کردم .. هرچند که از زیباییام بایدم قربون صدقم بری
ا.ت :: هیونجینننن ... تو بهترین پسری هستی که تو زندگیم دیدممم
هیونجین. :: هه می‌دونم ( ولی از درون در حال ترکیدن از ذوقه )
-------------------
هان :: ا.ت بس کن دارم آب میشمممم
ا.ت :: سنجاب کوچولوی من کیه؟؟ ها من قربونش بشم کیه؟؟
هان :: ا.ت وای الان میمیرم بستهههه
ا.ت :: ( لپشو می‌کشی ) من فداتبشم
هان :: من مردم خاکم کنین ( زبونتو گاز بگیر بچهه )
--------------------
فلیکس :: پسرم زیادی احساساتیه .. و با قربون صدقه های شما گریش میگیره و آروم گریه می‌کنه ..
ا.ت :: عه فلیکسسس گریه چی میگهه
فلیکس :: ا.ت .. آخه .. خیلی مهربونی نمیتونم جلوی خودمو بگیرمم
ا.ت :: ( بغلش میکنی ) من فدای تک تک اشکات شم ..
و با این حرفت احساساتی تر میشههه
--------------------
سونگمین :: اههه ا.ت بسته این آبکی بازیااا
ا.ت :: ( تو ذوقش خورد ) باشه ..
یهو می‌پره روت
ا.ت :: دددد واییی ترسیدم چتهههه
سونگمین :: غلط کردم قربون صدقم برو .. زود زود زوددد
و شما مجبور شدی تا سه ساعت قرربون صدقشون بری تا آخر خودت تسلیم شدی
-------------------
آی ان :: همونقدری که قربون صدقش میری قربون صدقت می‌ره و کلییی از ذوق آب میشه می‌ره تو زمین ..
آی ان :: ا.ت یکم دیگه ادامه بدی پرواز میکننممم ( از خجالت صورتشو میگیره )
-------------------

جنورا
دیدگاه ها (۹)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 14بعد ازظهر، فلیکس برای قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط