تو باید باشی
تو باید باشی
تا بتوانم شاعری کنم
باید باشی
تا داغ چشمهایت بر تنم مرا به وجد بیاورد
و دیوانهوار لبریز شوم از تو
رو به روی من ژست بگیر
میخواهم از نگاهت بگویم
از وسوسهایی که به جانم میافتد
وقتی تصویرت تمام قد
در مردمکهایم میافتد
وسوسهایی که داغم میکند
برای پناه بردن به آغوشت
برای پیچیدن در تو
برای بودن با تو
بلند شو
تمام قد رو به رویم بایست
باید تو را بداهه بسرایم
تا بتوانم شاعری کنم
باید باشی
تا داغ چشمهایت بر تنم مرا به وجد بیاورد
و دیوانهوار لبریز شوم از تو
رو به روی من ژست بگیر
میخواهم از نگاهت بگویم
از وسوسهایی که به جانم میافتد
وقتی تصویرت تمام قد
در مردمکهایم میافتد
وسوسهایی که داغم میکند
برای پناه بردن به آغوشت
برای پیچیدن در تو
برای بودن با تو
بلند شو
تمام قد رو به رویم بایست
باید تو را بداهه بسرایم
- ۳۲۵
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط