تو باید باشی

تو باید باشی
تا بتوانم شاعری کنم
باید باشی
تا داغ چشمهایت بر تنم مرا به وجد بیاورد
و دیوانه‌وار لبریز شوم از تو
رو به روی من ژست بگیر
میخواهم از نگاهت بگویم
از وسوسه‌ایی که به جانم می‌افتد
وقتی تصویرت تمام قد
در مردمک‌هایم می‌افتد
وسوسه‌ایی که داغ‌م میکند
برای پناه بردن به آغوشت
برای پیچیدن در تو
برای بودن با تو
بلند شو
تمام قد رو به رویم بایست
باید تو را بداهه بسرایم
دیدگاه ها (۱)

سناریو : وسوسه ی دارچینی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۸لیویا آخرین تلاش ه...

تو نیمه ی دیگر من شده ای!نیمه ایی که باید شاملو وار پرستیدش!...

تو نیمه ی دیگر من شده ای!نیمه ایی که باید شاملو وار پرستیدش!...

کاش مى‌شد که حرف‌هایم راروبروى تو، مو به مو بزنمتا که آزرده‌...

کاش می‌شد

گاه می رویم تا برسیم. کجایش را نمی ‌دانیم. فقط می‌ رویم تا ب...

گاه می رویم تا برسیم.کجایش را نمی ‌دانیم.فقط می‌ رویم تا برس...

گاه می رویم تا برسیم. #کجایش را نمی ‌دانیم. فقط می‌ رویم تا ...

گاه می رویم تا برسیمبه کجایش رو نمی ‌دانیمفقط می‌ رویم تا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط