کوتاه کن کلام... بماند بقیّه اش؛
کوتاه کن کلام... بماند بقیّه اش؛
مرده است احترام... بماند بقیّه اش؛
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود؛
آن هم نشد حرام... بماند بقیّه اش؛
گویا هنوز باور زینب نمی شود؛
بر سینه ی امام...؟ بماند بقیّه اش؛
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته؛
در بین ازدحام... بماند بقیّه اش؛
راحت شد از حسین همین که خیالشان؛
شد نوبت خیام....بماند بقیّه اش؛
تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن؛
از روی پشت بام ... بماند بقیّه اش؛
قصّه به "سر" رسید و تازه شروع شد؛
شعرم نشد تمام... بماند بقیّه اش…
یا ابا عبدالله الحسین ع
التماس دعا
مرده است احترام... بماند بقیّه اش؛
از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود؛
آن هم نشد حرام... بماند بقیّه اش؛
گویا هنوز باور زینب نمی شود؛
بر سینه ی امام...؟ بماند بقیّه اش؛
پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته؛
در بین ازدحام... بماند بقیّه اش؛
راحت شد از حسین همین که خیالشان؛
شد نوبت خیام....بماند بقیّه اش؛
تنها اشاره ای کنم و رد شوم از آن؛
از روی پشت بام ... بماند بقیّه اش؛
قصّه به "سر" رسید و تازه شروع شد؛
شعرم نشد تمام... بماند بقیّه اش…
یا ابا عبدالله الحسین ع
التماس دعا
- ۷۱۴
- ۱۲ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط