{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود

از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود
آن هم نشد حرام...،
بماند بقیه‌اش!
هر کس که زخمی از ذوالفقار داشت؛
آمد به انتقام...
بماند بقیه‌اش!
راحت شد از حسین همین که خیال‌شان
شد نوبت خیام...،
بماند بقیه‌اش!
دیدگاه ها (۳)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

The Fairy's - Monster's wrong love

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط