‌گفتی که میبوسم تو را، گفتم تمنا میکنم

‌گفتی که میبوسم تو را، گفتم تمنا میکنم
گفتی اگر بیند کسی،گفتم که حاشا میکنم

گفتی زبخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا میکنم
دیدگاه ها (۷)

فیک جدید ولی تو اون تهیونگی که میشناسم نیستی +سلام -اوم سلام...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

همون ساعتی که قبلا گفتم دوستش دارم ولی بعدا میخرمش؟ات لبخند ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

پارت ۳که در همان لحظات .........& جیمین ؟× یوری ؟& هی جیمینی...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❻-«همون روز وقتی پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط