{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز
شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز

حافظ از حال من سوخته آگاه تر است
زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز

نیست حتا پر و بالی که به سویت بپرم
آسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز

کیمیایی و من خسته مسی ناچیزم
به سر کوی توام دسترسی نیست عزیز

قلب بیمار مرا عشق شما درمان است
غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز
دیدگاه ها (۴)

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

چقدر قلبت زیباست...چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم ...

نشسته ام که برای دلم هوار کنمجواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم...

ای قرار بیقراریهای منحاصل چشم انتظاریهای منتاب این بی تابی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط