{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز آمد در میان درختان

پاییز آمد در میان درختان

لانه کرده کبوتر از تراوش باران می گریزد

خورشید از غم با تمام غرورش

پشت ابر سیاهی عاشقانه به گریه می نشیند

من با قلبی به سپیدی صبح

با امید بهاران میروم به گلستان

همچو عطر اقاقی لابه لای درختان می نشینم

باشد روزی به امید بهاران

روی دامن صحرا لاله روید

شعر هستی بر زبانم جاری

پر توانم آری…. !

میروم در کوه و دشت و صحرا

ره پیمای قله ها هستم من

راه خود در توفان در کنار یاران مینوردم

دارم امید که دهد روزی

سختی کوهستان بر روان و جانم

پاکی این کوه و دشت و صحرا

باشد روزی برسد به جهان

شعر هستی بر لب

جان نهاده بر کف راه انسان ها را در نوردم

ره پیمای قله ها هستم من

راه خود در طوفان

در کنار یاران می نوردم

در کوهستان یا کویر تشنه یا که در جنگل ها

رهنوردی شاد و پر امیدم

شعر هستی بودن و کوشیدن رفتن و پیوستن

از کژی بگسستن جان فدا کردن در راه حق است

شعر هستی بودن و کوشیدن رفتن و پیوستن

از کژی بگسستن جان فدا کردن در راه حق است
دیدگاه ها (۱)

پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گر...

#نقاشی پاییز🍂 🍁 پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از ت...

پاییز آمد در میان درختانلانه کرده کبوتر از تراوش باران می گر...

پاییز امد

باشد روزی به امید بهارانروی دامن صحرا لاله رویدشعر هستی بر ز...

سلام دوستان گلم اوقاتتون بکام،شرمنده بابت غیبت چند روزه :)دل...

#عاشقانه_های_امیر_علی#ویدیو_موزیک_زیبا_و_دلنشین#زیبا_عاشقانه...

تلخ و افسرده / فریدون مشیری تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کو...

من اینجا ریشه در خاکمتو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی ک...

ریشه در خاکتو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کردو اشک من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط