{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_شهید💔🙂

#خاطرات_شهید💔🙂

توقناد؎ڪاࢪمۍڪࢪدم،
یڪباࢪاومدپیشم‌وگفت:
مجید،جایۍسࢪاغ‌نداࢪ؎بࢪم‌ڪاࢪڪنم!؟
گفتم‌چࢪاهمین‌آقایۍڪہ‌تو‌
قنادیش‌ڪاࢪمۍڪنم
دنبال‌شاگࢪدمۍگࢪده‌میا؎!؟
نپࢪسیدچقدࢪحقوق‌میده،
نپࢪسیدࢪوز؎چقدࢪباید
ڪاࢪڪنہ‌،نپࢪسیدبیمہ‌عمࢪمیڪنہ‌یا‌نہ؟!
فقط‌گفت:موقع‌اذان‌میزاࢪه‌بࢪم‌نمازم‌ࢪو‌بخونم:)

•|شھیدمحسن‌حججۍ|•

🦋 #أللَّھُـمَ.عـَجِّـلْ‌.لِوَلیِڪْ‌.ألْـفَـࢪجـ🌤
  ✧══✨═•❀•═✨══✧


کانال راه شهدا
دیدگاه ها (۰)

‌رفیقش میگه: یک بار اومد پیشم و گفت جایی سراغ نداری واسه کار...

‏رفیقش میگه: یک بار اومد پیشم و گفت جایی سراغ نداری واسه کار...

توقنادی‌ڪارمی‌کردم،یکباراومدپیشم‌وگفت:مجید،جایی‌سراغ‌ندارۍ‌ب...

توقنادی‌ڪارمی‌کردم،یکباراومدپیشم‌و گفت:مجید،جایی‌سراغ‌نداری ...

رمان

داستان جالب مهندس و شیخ و شاه

نماز اول وقت و رضا شاه(پیشنهاد میکنم بخونید ، خیلی زیباست)بر...

نماز اول وقت و رضا شاه(پیشنهاد میکنم بخونید ، خیلی زیباست)بر...

(بخونید خیلی جالبه)بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیمپیرمر...

سایه ای که پدرم بود پارت ۲میا لیوان آب پرتقال رو برداشت و یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط