{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز ای الهه ناز با دل من بساز

باز ای الهه ناز با دل من بساز
کین غم جانگداز برود ز برم
گر دل من نیاسود از گناه تو بود
بیا تا ز سر گنهت گذرم
باز میکنم دست یاری به سویت دراز
بیاتا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم
گر نکند تیر خشمت دلم را هدف
به خدا همچو مرغ پر شور و شعف بسویت بپرم
آنکه رو به غمت دل بندد کیست
ناز تو بیش از این بهر چیست
تو الهه نازی در بزمم بنشین
من تو را وفادارم بیا که جز این نباشد هنرم
این همه بی وفایی ندارد ثمر
بخدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم
دیدگاه ها (۵)

بنگر به چرخ زمان که کمرشکن است / منگر به مد لباس که آخرش کفن...

خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است چون کوي دوست هست به صحرا ...

جاى آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرمسنگ خارا را گواه این دل ...

اگر به کوي تو باشد مرا مجال وصول رسد به دولت وصل تو کار من ب...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿گر تو هم چون ما پریشان‌حال و تنهایی ب...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

باز ای الهه ی ناز با دل من بساز کین غم جانگداز برود ز برم گر...

باز ای الهه ی ناز بـا دل من بســازکیـن غــم جانـگداز بــرود ...

(شبتان خوش )...................ای الهه ی نازبا دل من بســـاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط