{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی باران و« طلاییه» و خون

بوی باران و« طلاییه» و خون

عاقبت «همت» ما بی سر شد

دست «خرازی» و خاکستر و خاک

«باکری» رفت و« علی » پرپر شد



«فکه» احساس غریبی دارم

یاد «آوینی» و تصویر جنون

شاعری داشت تماشا می کرد

لاله هایی که نشستند به خون



دوباره نام «هویزه »که بی قرارم کرد

«علم» ، «هدی» و «حسین» واژه های غربت من

که تکه تکه شده مثل کربلا اینجا

دوباره نم نم باران ،خزان تربت من



هنوز مادر پیری که چشم در راه است

هزار شمع شکسته به روی خاکستر

میان خاک «شلمچه» ،میان خاطره ها

ستاره های زمینی ، هزار و یک پیکر
دیدگاه ها (۲)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

بوی باران و« طلاییه» و خونعاقبت «همت» ما بی سر شددست «خرازی»...

#طلاییه🌸 🍃 إنّ اللّهَ عَزَّوجلَّ جَعَلَ التُّرابَ طَهورا؛کما...

📝 #دلنوشته | #راهیان_نور🔻این روزها دلتنگی های عجیبی روی دلم ...

{شهیدانه..}

جانم سید علی...💎✌✌✌✌✌

قسم به روح خمینی،قسم به سیدعلیبه امر رهبر و فرمودهای شخص ولی...

هستیم بر آن عهد که بستیمقسم به فیض شهادت، قسم به سرخی خونبه ...

"بسم رب شهدا"قسم به فیض شهادت قسم به سرخی خونبه خیبر و نی و ...

#شهید_مسلم_احمدی_پناهاز یگان صابرینقسم به روح خمینی ، قسم به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط