دست خالی آمدم

دست خالی آمدم
دستم به دامانت رضا
کن کرم بر سائلت
جانم به قربانت رضا
تا رسیدم بر در
باب الجواد مشهدت
من شدم مبهوت این
سیل گدایانت رضا
پنجره فولاد تو
کرب و بلای دیگر است
جان به قربان حریم و
صحن و ایوانت رضا
آمدم تا دست من را
از کرامت پر کنی
چشم من خیره شده بر
لطف و احسانت رضا
عیدتون مبارک
دیدگاه ها (۲)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

: دست خالی آمدم دستم به دامانت رضا کن کرم بر سائلت جانم به ق...

دست خالی آمدم دستم به دامانت رضاکن کرم بر سائلت جانم به قربا...

دست خالی آمدم دستم به دامانت رضاکن کرم بر سائلت جانم به قربا...

دست خالی آمدم دستم به دامانت رضاکن کرم بر سائلت جانم به قربا...

دست خالی آمدم دستم به دامانت رضا کن کرم بر سائلت جانم به قر...

♥ دست خالی آمدم دستم به دامانت رضاکن کرم بر سائلت جانم به قر...

در حرم سینه زدن شور و نوا میچسبدفصل گرما بخدا صحن رضا میچس...

من بی دل آمدم که تو دلدار من شویغم دیده آمدم که تو غم خوار م...

تو نگیر از منِ دلخسته "رضا گفتن" را

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط