{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیس

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست اوگفت ۳۰سال است که مرده شورم. امروز جسده جوانی راآوردن که اعدامش کرده بودند. داشتم باتیغ خال کوبی هایش را میتراشیدم که سینه اش را دیدم که نوشته بود :مرده شور آروم بشور این تن پر از خاطره هاست.....
دیدگاه ها (۴)

دلنوشته های یک زن:سالهاست که زن بودن را فراموش کرده ایم.ساله...

روزی از کوچه پس کوچه های پایین شهر میگذشتم،چشمم به مردی با ل...

هی!رفیق دهه شصتی!میدونم تو جوونی, پیرشدی!!! میدونم آهنگ یویو...

‏‪درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان نشسته بود. گفتم مشکلت ...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

حتما بخونید...درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفت...

درقبرستان بودم که دیدم مردی گریه کنان بود. گفتم مشکلت چیست ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط