{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خو

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا صحبت هایم تکراری و کسل کننده است یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم، برای سرگرمیت مجبور میشدم بارها داستانی را برایت تعریف کنم،وقتی بی خبر از پیشرفتهای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر،وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده،همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی،یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم ،کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم. به پاس زحماتشون لایکش کن
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﻣﯿﮕﻢ : ﺑﻠﻪﻣﯿﮕﻪ : ﺣﻤﻮﻣﯽ ؟؟ﻣﯿﮕﻢ : ﭘﺲ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﺠ...

.

راستشو بگو عزیزم چقد دوست داشتی العآ اونجا بودی؟؟؟

و چه زیبا گفت شاملو.... لمسِ تن تو ، شهوت است و گنا...

خواسته های یک مادر : زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن لب...

خواسته های یک مادر : زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن لب...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

خواسته های یک مادر پیر: زمانی که پیر شدم،اگر هنگام غذا خوردن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط