{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آن جا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی ِ آن چشم ِ روشن
یادآور ِ صبح ِ خیال انگیز ِ دریاست

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت
آنک چراغانی که در چشم ِ تو برپاست

بیهوده می کوشی که راز ِ عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم ِ تو پیداست

ما هر دُوان خاموش ِ خاموشیم، اما
چشمان ِ ما را در خموشی گفت و گوهاست

دیروزمان را با غروری پوچ کـشتیم
امروز هم زان سان، ولی آینده ماراست

دور از نوازش های دست مهربانت
دستان ِ من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت راز ِ دستم را بداند
بی هیچ پروایی که دست ِ عشق با ماست
دیدگاه ها (۱۰)

همه به شما میگویند :روز خوبی داشته باشیدولی من به شما می گوی...

من برای دوست داشتنتمدت هاست که آماده اماماامان از تو امان از...

در پشتِ پنجرهبه تماشای خیابانِ بلندی که پُر از خاطره ی تنهای...

بایه چشم بهم زدن فصل پاییزم داره کوله بارشو می بنده که بره ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط