رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم

تا دوست را به یاری نخوانیم،

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند

طعم توفیق را می چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند

یاد "تنهایی" را در سرت زنده میکند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است

" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

شاهکاری به نام دروغ

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به...

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به ی...

در درد ها دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است.تقیه ی درد...

تنها خوشبخت بودن! اما چه رنجی است لذت‌ها را تنها بردن،و چه ز...

چه رنجی استلذت‌ها را تنها بُردنو چه زشت است،زیبایی‌ها را تنه...

"... چه رنجی است،لذت‌ها را تنها بُردن،و چه زشت است،زیبایی‌ها...

"... چه رنجی است،لذت‌ها را تنها بُردن،و چه زشت است،زیبایی‌ها...

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط