{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد

پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر
مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار
که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم 
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم
بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد
دیدگاه ها (۲)

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن، هَرگِز نمیبازَم ..."تو" از آسِ...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نک...

ذکر خیرت در دلم هست و کنارم نیستیکاسه ای لبریزم و صبر و قرار...

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگا...

مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

به رسم صبر ، باید مرد آهش را نگه دارد اگر مرد است ، بغض گا...

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگا...

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگا...

به رسم صبر باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاه گاه...

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارداگر مرد است، بغض گاهگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط