#بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. #پسر را گفت: نباید ک

#بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. #پسر را گفت: نباید که این #سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای #پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر #فایده این مطلع گردانی که: #مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا #مصیبت دو نشود؛ یکی نقصانِ مایه و دیگر شماتتِ همسایه.

مگوی اندُهِ خویش با دشمنان
که لاحَوْل گویند شادی‌کنان


✍️ #سعدی
#گلستان؛ باب چهارم در فواید خاموشی


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#بازرگان #دینار #خسارت #نقصان #دشمنان #شادی #سکوت
دیدگاه ها (۱)

🗓️ به‌ مناسبت سالروز بزرگداشت #حافظ، معروف‌ترین و محبوب‌ترین...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط