ددی خشن من chapter 2
با صدای گوشیم سرمو از روی سیستم برداشتم روش نوشته بود خاله جنا:
+علووو
#ا٫ت دارن مهمونا میرسن چرا نمیای خونه
+مگه ساعت چنده
۷:۳۰#
+ باشه باشه الان میام
(گوشیو قطع کردم)
+ هوی هوی خره با توعم
£چیه
+من میخوام برم دیرم شده خودت راهو بلدی برو
£ پس قبول کردی باختی 😁
+نه اما تا الان من بردم و فقط دور آخر رو تو بردی این دلیل نمیشه باختم
£باشه بابا ...چرا جوش میاری😁
+بوس بهت میبینمت
£چاو
(صدای زنگ در)
خاله جنا در رو باز کرد .
#دیگه داشتم عصبانی میشدم
+ ببین ساعت رو، فقط ۷ دقیقه از وقتی زنگ زدی اومدم خونه
# این کارت واقعا بده ،ممکنه بلایی سر خودت بیاری،نباید بابای خدا بیامورزت ماشین سواری رو یادت میداد 😑
+ اگه اون یاد نمیداد موسسه ماشین سواری برای گواهینامه یادم میداد 😉
# این اره، برای گواهینامه گرفتنت باید یاد میگرفتی ولی نه برای مسابقه ماشین سواری و شرط بستن روش
+ از این به بعد آروم میام ،حالا میزاری بیام تو
# بیا تو اها راستی عمو الارایک گفت با یکی از دوستاش میاد اینجا
+ سرم رو به نشانه تأیید تکان دادم
ویو.پدر تهیونگ:
×ته زود باش داره دیر میشه
-اومدم،حالا قراره کجا بریم
×رسیدیم خودت میبینی
باید بهش بگم که قراره مامانش رو بعد از چندسال که از هم طلاق گرفتیم میخوایم ملاقاتش کنیم. اما میدونم اگه بدونه همینجا از ماشین پیاده میشه.
ویو.تهیونگ:
توی راه از پنجره به بیرون زل میزدم انگار این راه تمومی نداشت.خیلی دوست دارم بدونم کجا داریم میریم.
توی همین فکر و خیال بودم ماشین ایستاد
-رسیدیم؟!
×اره بیا بریم
-انگار خونه یکی از کارمندای ساده ای هست که توی شرکت کار میکنه (توی ذهنش)
دستمو روی زنگ در فشار دادم
ویو.ا٫ت:
به اتاقم رفتم یه آبی به سر و صورتم زدم لباسام رو عوض کردم یکمی رژ زدم که صدای دراومد
+من میرم در رو باز کنم
در رو باز کردم که.....
(اسلاید بعدی لباس ا٫ت برای شب مهمونی هست.)
نظراتتون رو برام کامنت کنید:)
+علووو
#ا٫ت دارن مهمونا میرسن چرا نمیای خونه
+مگه ساعت چنده
۷:۳۰#
+ باشه باشه الان میام
(گوشیو قطع کردم)
+ هوی هوی خره با توعم
£چیه
+من میخوام برم دیرم شده خودت راهو بلدی برو
£ پس قبول کردی باختی 😁
+نه اما تا الان من بردم و فقط دور آخر رو تو بردی این دلیل نمیشه باختم
£باشه بابا ...چرا جوش میاری😁
+بوس بهت میبینمت
£چاو
(صدای زنگ در)
خاله جنا در رو باز کرد .
#دیگه داشتم عصبانی میشدم
+ ببین ساعت رو، فقط ۷ دقیقه از وقتی زنگ زدی اومدم خونه
# این کارت واقعا بده ،ممکنه بلایی سر خودت بیاری،نباید بابای خدا بیامورزت ماشین سواری رو یادت میداد 😑
+ اگه اون یاد نمیداد موسسه ماشین سواری برای گواهینامه یادم میداد 😉
# این اره، برای گواهینامه گرفتنت باید یاد میگرفتی ولی نه برای مسابقه ماشین سواری و شرط بستن روش
+ از این به بعد آروم میام ،حالا میزاری بیام تو
# بیا تو اها راستی عمو الارایک گفت با یکی از دوستاش میاد اینجا
+ سرم رو به نشانه تأیید تکان دادم
ویو.پدر تهیونگ:
×ته زود باش داره دیر میشه
-اومدم،حالا قراره کجا بریم
×رسیدیم خودت میبینی
باید بهش بگم که قراره مامانش رو بعد از چندسال که از هم طلاق گرفتیم میخوایم ملاقاتش کنیم. اما میدونم اگه بدونه همینجا از ماشین پیاده میشه.
ویو.تهیونگ:
توی راه از پنجره به بیرون زل میزدم انگار این راه تمومی نداشت.خیلی دوست دارم بدونم کجا داریم میریم.
توی همین فکر و خیال بودم ماشین ایستاد
-رسیدیم؟!
×اره بیا بریم
-انگار خونه یکی از کارمندای ساده ای هست که توی شرکت کار میکنه (توی ذهنش)
دستمو روی زنگ در فشار دادم
ویو.ا٫ت:
به اتاقم رفتم یه آبی به سر و صورتم زدم لباسام رو عوض کردم یکمی رژ زدم که صدای دراومد
+من میرم در رو باز کنم
در رو باز کردم که.....
(اسلاید بعدی لباس ا٫ت برای شب مهمونی هست.)
نظراتتون رو برام کامنت کنید:)
- ۱۹.۰k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط