{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت

صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت
بر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییت
سر به سریر سلطنت، بنده فرو نیاورد
گر به توانگری رسد، نوبتی از گداییت
پرده اگر برافکنی، وه که چه فتنه‌ها رود
چون پس پرده می‌رود اینهمه دلرباییت
گوشهٔ چشم مرحمت بر صف عاشقان فکن
تا شب رهروان شود، روز به روشناییت
خلق جزای بد عمل، بر در کبریای تو
عرضه همی دهند و ما، قصهٔ بی‌نواییت
سر ننهند بندگان، بر خط پادشاه اگر
سر ننهد به بندگی، بر خط پادشاییت
وقتی اگر برانیم، بندهٔ دوزخم بکن
کاتش آن فرو کشد، گریه‌ام از جداییت
راه تو نیست سعدیا، کمزنی و مجردی
تا به خیال در بود، پیری و پارساییت

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

‌‌صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آش...

♨️مرشایمر: ایران را به نقطه‌ای نرسانیم که به پاسخ «روز قیامت...

♨️ سردار نقدی: مسیرهای غیرقانونی را در تنگۀ هرمز مسدود می‌کن...

♨️لفاظی های انتخاباتی نتانیاهو علیه ایران: ما کارهای بسیار  ...

♨️فرماندار کالیفرنیا خواستار سلب اختیارات ریاست‌جمهوری از تر...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

زیبا و باورنڪردنے است😍تقدیمتون عالی و بینظیرلحظه هایتان سرشا...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط