{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌

‌‌
صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت
بر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییت

سر به سریر سلطنت، بنده فرو نیاورد
گر به توانگری رسد، نوبتی از گداییت

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

‌ای جان و جهان، تو را ز جان می‌طلبمسرگشته تو را گرد جهان می‌...

‌باغبان مژده ی گل می شنوم از چمنت قاصدک کو که سلامی برساند ز...

‌خم زلف تو دام کفـر و دیـن استز کارستان او یک شمــّه این اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط