{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو همراه منی ، دیگر غمی در کار نیست ...

تا تو همراه منی ، دیگر غمی در کار نیست ...
می بوسم و می بویمت ، هر لحظه و تکرار نیست ..

می گذارم ، سر به روی شانه ی پر مهر تو ...
زیر لب گویم به خود ، مثل تو دیگر یار نیست ...

مست می گردم ، ز عطر خرمن موهای تو ...
لذتی از بهر من ، مانند این دیدار نیست ...

یا در آغوشت بمانم ، یا که ویران می شوم ...
غیر از این دو حاصلی از بهر این دیدار نیست ...

هر چه می گویم ، فقط رویای ذهنی خسته است
شعر هم دیگر حریف ، جان خود آزار نیست ...

شکوه ها کردم ولی ، تنهائیم آخر نشد ...
هیچ کس مانند من از جان خود بی تاب نیست ...
دیدگاه ها (۳)

چــه قانــون ناعــادلانــه ای !بــرای شــروع یــک رابطــه ,ه...

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاح...

چه خوش خیال است ، فاصله را می گویمبه خیالش تو را از من دور ک...

نازنینم ، کم نشان گیر از دو چشمانت مرااز کمان ابروانت کم بزن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

نخستین تصاویر از داخل خودروی حامل پیکر مطهر رهبر شهید انقلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط