{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی سینه ی هر مرد عاشقی سمت چپش یک پنجره دارد ..که هر

میدانی سینه ی هر مرد عاشقی سمت چپش یک پنجره دارد ..که هر روز صبح دخترکی گیسو سیاه لب پنجره اش مینشیند و کفش های پاشنه بلندش را میپوشد و عازم رفتن میشود...و درست در همین لحظه دستهای پر از عشق مرد می اید که پنجره را ببندد ..حبسش کند بانوی گیسو سیاه را ..و عجیب انکه دخترک گیسو سیاه با دستپاچگی میگوید خیال رفتن نداشتم خواستم دلت هوایی تازه بخورد گشودن پنجره بهانه بود...و مرد به تلخی لبخند میزند و خیالش راحت میشود که بانو خیال رفتن ندارد...اما بانو حواست باشد این دلهره های گاه و بیگاه مانند سنگهایی که از دست کودکی بازیگوش رها شده اگر غفلت کنی یک لحظه شیشه را میشکند و تو میمانی و خانه ای بی پنجره و ترس از هجوم بادهای وحشی......
دیدگاه ها (۱)

مــن زنده مـونــدم چـون:خبــرخـوب واســه دشمـن ↩ مــُردن↪بــ...

✘يَنــــي ميــــشه✘ يکي ✔هَمـ...

omadam wis onam toy emtehanAt bekhatrh shoma vali aslan mano...

حس وحالم شبیه تهران است باهوایی به عشق آلودهحل بحران نمی کنی...

میدانی سینه ی هر مرد عاشقی سمت چپش یک پنجره دارد ..که هر روز...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط