{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی سینه ی هر مرد عاشقی سمت چپش یک پنجره دارد ..که هر

میدانی سینه ی هر مرد عاشقی سمت چپش یک پنجره دارد ..که هر روز صبح دخترکی گیسو سیاه لب پنجره اش مینشیند و کفش های پاشنه بلندش را میپوشد و عازم رفتن میشود...و درست در همین لحظه دستهای پر از عشق مرد می اید که پنجره را ببندد ..حبسش کند بانوی گیسو سیاه را ..و عجیب انکه دخترک گیسو سیاه با دستپاچگی میگوید خیال رفتن نداشتم خواستم دلت هوایی تازه بخورد گشودن پنجره بهانه بود...و مرد به تلخی لبخند میزند و خیالش راحت میشود که بانو خیال رفتن ندارد...اما بانو حواست باشد این دلهره های گاه و بیگاه مانند سنگهایی که از دست کودکی بازیگوش رها شده اگر غفلت کنی یک لحظه شیشه را میشکند و تو میمانی و خانه ای بی پنجره و ترس از هجوم بادهای وحشی......
دیدگاه ها (۳۲)

. greatest words : I dun wana los U pleasant words : I care ...

. greatest words : I dun wana los U pleasant words : I care ...

شهرک زیبای در دل بیابان بهره برداری خوب از امکانات

من نميدونم چی بگم ولی جالب بود بالای دست راست پایینی دست چپ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط