می خواهم برگردم به روزهای کودکی ٬ ان زمان که پدر تنها قهر

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ٬ ان زمان که پدر تنها قهرمان زندگی ام بود . عشق تنها در مادر خلاصه می شد. بالاترین نقطه زمین ٬ شانه های پدر بود. بدترین دشمنانم خواهر وبرادرهای خودم بودند . تنها دردم زانوهای زخمی ام بودند . تنها چیزی که میشکست اسباب بازی هایم بود ومعنای خداحافظی تا فردا بود.....
دیدگاه ها (۴)

قسمت ۶

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

می خواهم برگردم به روزهای کودکیان زمان ها که:پدر تنها قهرمان...

می خواهم برگردم به روزهای کودکیان زمان ها که:پدر تنها قهرمان...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی. . آن زمان ها که پدر تنها ق...

میخواهم برگردم به روزهای کودکی،آن زمانها که:پدر تنها قهرمان ...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان‌ها که: پدر تنها قهرم...

می خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که ؛"پدر" تنها قهر...

{روزهای کودکی}می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمان‌ها که...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ام...آن زمان ها که عشق تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط