{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برگردم به روزهای کودکی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
ان زمان ها که:
پدر تنها قهرمان بود
عشق, تنها در اغوش مادر خلاصه می شد
بالاترین نقطه ی زمین شانه های پدرم بود....
بدترین دشمنانم, خواهروبرادرهای خودم بود.
تنها دردم, زانوهای زخمی ام بودند.
تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بودند.
ومعنای خداحافظ, تا فردا بود....!
دیدگاه ها (۳)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

قسمت ۶

می خواهم برگردم به روزهای کودکیان زمان ها که:پدر تنها قهرمان...

میخواهم برگردممیخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان کهپدرتن...

میخواهم برگردم به روزهای کودکی،آن زمانها که:پدر تنها قهرمان ...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ٬ ان زمان که پدر تنها قهرمان...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی. . آن زمان ها که پدر تنها ق...

می خواهم برگردم به روزهای کودکی ام...آن زمان ها که عشق تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط