یار من با دگران یار شد ، افسوس افسوس !
یار من با دگران یار شد ، افسوس افسوس !
رفت و همصحبت اغیار شد ، افسوس افسوس !
سالها عهد وفا بست ، ولی آخرِ کار
عهد بشکست و جفاکار شد ، افسوس افسوس !
آن که چون روز ، شب عیشم از او روشن بود
رفت و روزم چو شب تار شد ، افسوس افسوس !
آن که هم راحتِ جان بود و هم آسایشِ دل
قصد جان کرد و دلآزار شد ، افسوس افسوس !
گفتم ای دل ! به کمندِ سر زلفش نروی
عاقبت رفت و گرفتار شد ، افسوس افسوس !
آن همه گوهر دانش که به چنگ آوردم
ناگه از دست به یک بار شد ، افسوس افسوس !
مدتی داشت هلالی ز بتان ، عزت وصل
عزتی داشت ولی خوار شد ، افسوس افسوس !
رفت و همصحبت اغیار شد ، افسوس افسوس !
سالها عهد وفا بست ، ولی آخرِ کار
عهد بشکست و جفاکار شد ، افسوس افسوس !
آن که چون روز ، شب عیشم از او روشن بود
رفت و روزم چو شب تار شد ، افسوس افسوس !
آن که هم راحتِ جان بود و هم آسایشِ دل
قصد جان کرد و دلآزار شد ، افسوس افسوس !
گفتم ای دل ! به کمندِ سر زلفش نروی
عاقبت رفت و گرفتار شد ، افسوس افسوس !
آن همه گوهر دانش که به چنگ آوردم
ناگه از دست به یک بار شد ، افسوس افسوس !
مدتی داشت هلالی ز بتان ، عزت وصل
عزتی داشت ولی خوار شد ، افسوس افسوس !
- ۳.۸k
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط