{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کَمانه می کُنَد به دل ، طلوع ِ ناگهان ِ تو

کَمانه می کُنَد به دل ، طلوع ِ ناگهان ِ تو
و شب شکسته می شود در عمق ِ آسمان ِ تو
همین که می نوازی ام ، به مهرخند ِ کوچکی
شکفته می شود گُلی به جان من ، به جان ِ تو !
‌با ما که زمانه ؛ ذره ای یار نشد
مثل دل ما دلی گرفتار نشد
آن لحظه ی با شکوه باهم بودن
افسوس که هیچ وقت تکرار نشد
دیدگاه ها (۲)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

فیک : بین راندها

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط