{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد
و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس
ز حقه دهنش چون شکر فروریزد
من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم
بس آب روی که با خاک ره برآمیزد
فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد
تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
دیدگاه ها (۱)

در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم گر شکوه ای دارم ز دل با...

ای هر مژه ات بیتی، در معنی زیبایی صید دل ما کرد آن، چشمان ت...

یک چای به طعم لب تو عیش جهان است شیرین تر از آنی که دلم قند ...

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم اگر خاموش گردم شعله را از س...

اگر روم ز پی اش،فتنه ها برانگیزدور از طلب بنشینم،به کینه برخ...

اگر روم ز پی اش،فتنه ها برانگیزدور از طلب بنشینم،به کینه برخ...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط