{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازاین "روزایی که بی بغضن" دارین؟
ازین "سالایِ بی رنج" اندازه دل ما دارین؟!
این "شادیا" دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه "زندگی" میخوام
بی زحمت جنس خوبش ...
دیدگاه ها (۱)

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

عاشقانه های شبنم

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

رمان دخت من

سناریو مایکی { جنگل چشمات } درحالی که اون مرد ها در اتاق رو ...

کاش یه مغازه بودآدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوا...

کاش یه مغازه بود...آدم میرفت ،میگفتــ...بی زحمت یه کم "خیال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط