#سناریو

تعداد مافیا ها روز ب روز بیشتر و بیشتر میشه
اونا تصمیم گرفتن از معروف ترین بانک سئول مبلغ زیادی بدزدن ..
پلیسا هم با استفاده از جاسوسی ک به عنوان هکر اونجا میفرستن متوجه عملیات مافیاها میشن و تصمیم میگیرن مخفیانه وارد مخفیگاه مافیاه بشن و اونارو دستگیر کنن..این وسط بعضیا عاشق میشن و دست از همه چی میکشن و بلعکس بعضیا عاشق نمیشن و میخان تا اخر وظیفشونو انجام بدن ...


نقشاتونو انتخاب کنید
(پلیسا)
رییس پلیس'SilverMoonRose@
منشی رییس'
جاسوس پلیسblackpink-exol@
هر تعداد پلیس دیگه


(گروه مافیا)
رییس مافیا'PinkCloudJennie@
معشوقه رییس'CloudyPurpleSky@
مشاور رییس'army-blink@
هرتعداد مافیای دیگه'
دیدگاه ها (۴.۹k)

عاشق خسته ( پارت 1)

مریم دختری بود که هیچ موقع به عشق فکر نمیکرد زیرا عشق راچیزی...

مریم دختری بود که هیچ موقع به عشق فکر نمیکرد زیرا عشق را چی...

مریم دختری بود که هیچ موقع به عشق فکر نمیکرد زیرا عشق راچیزی...

#داستان #نخنما شده و #تکراری #کی-بودکی-بودمن-نبودم ؛توکشور م...

یکی بود یکی نبود، یه رفیقی تو آسمون با اینکه می دید شلوغِ دو...

★اون یه مافیا بود ولی...p⁵(end)داخل تخت خوابم داشتم راجب راب...

این یک تک پارتی اگه خوندید لطفا نظر بدید مرسی

سلاح سرد(پارت9)

لطفاً زیر 18 سال نخونن...طولانیه ولی خواهش می کنم بخونید.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط