{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتظارش، انتظارم سيرکرد،

انتظارش، انتظارم سيرکرد،
آنکه ميخواهدبيايد ديرکرد،
تابه کى در انتظارش ديده بر در دوختن،
آمدن،
رفتن،
نديدن،
سوختن،
اي که دستت ميرسد بر زلف يار; درحضورش نام ما را هم بيار.
دیدگاه ها (۲۰)

گر محبت ثمرش سوختن و ساختن استيا به ميدان محبت سر خود باختن ...

آنکه هوس سوختن ما می کرد کاش از نزدیک میامد تماشا می کرد ؟

مرا تنها گذاشته ایسهم من از توفقط سوختن استانگار باید بسوزم ...

از وقت سحر تا دل شب یاد توأم.در سوختن از آتش تب یاد توأم.با ...

انتظارش، انتظارم سیرکرد آنکه میخواهدبیاید دیرکرد تابه کی در ...

انتظارش،انتظارم سیرکرد آنکه میخواهدبیاید دیرکرد تابه کی دران...

انـتـظـارش ، انـتـظـارم سـیـرکـردآنـکـه مـیـخـواهـد بـیـایـد...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کی درانتظ...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کی درانتظ...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کی درانتظ...

انتظارش،انتظارم سیرکرد آنکه میخواهدبیاید دیرکرد تابه کی دران...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کی درانتظ...

انتظارش،انتظارم سیرکردآنکه میخواهدبیاید دیرکردتابه کى درانتظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط