#تاریخ_تکرار_میشود و چه غم ناک است تکرار این تاریخ .....

#تاریخ_تکرار_میشود و چه غم ناک است تکرار این تاریخ .....

#صفین است... مالک در معرکه جنگ بی محابا شمشیر می زند تا خیمه معاویه ملعون اندکی بیش نمانده .... ناگاه قاصد علی (ع) می آید: مالک برگرد... مالک است دیگر، ذوب در ولایت... سراسیمه باز می گردد، به امامش می گوید تا خیمه معاویه ده ضربت شمشیر بیش نمانده، اجازتی ده تا ریشه فتنه بخشکانم... علی می فرماید: این جماعت که مرا احاطه کرده اند بی بصیرتند و متحجر، باز نگردی مرا هم به این بهانه خواهند کشت که این ابلهان قرآن ناطق را کناری نهاده اند به قرآن سر نیزه معاویه فریب خورده اند و حکمیت می خواهند برای حق الهی...
مالک تیغ در نیام می کند. علی (ع) ابن عباس را برای مذاکره با عمر و عاص بر می گزیند و #بی_بصیرتان ابوموسی اشعری ساده لوح را به او تحمیل می کنند که ابن عباس افراطیست و ابوموسی #اصلاح_طلب... ابوموسی با عمر و عاص به #مذاکره می نشیند و حق الهی را به فریب انگشتری به ناحق می دهد و آه از نهاد همه برمی خیزد، حتی #خوارجی که با شعار لاحکم الا لله  #مذاکره_را_به_علی_(ع)_تحمیل_کردند به #شکست_در_مذاکره_با_شیطان پی بردند و این بار علی (ع) را دوره کردند که #ما_اشتباه_کردیم .... و آن شد که شد....
دیدگاه ها (۳)

حضرت علی حتی یکبارم سره خطوط قرمز امنیت ملی جامعه مسلمین کوت...

#لطفا_ورق_بزنیدمیدونستی نپذیرفتن حرف حق و حساب مثل چیه؟؟!؟!م...

قالیباف نماد تزویر وفریب وقدرت طلبی هستکسی که برای قدرت و حب...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

پیروان حق ....

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

این حرف هارو هیچ جا نمی شنوین ها !!مخصوصا تو این زیست بوم سی...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

یک مکث کوتاه یک سوال بزرگ

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط