بيش از "عشق" عاشق تو هستم
بيش از "عشق" عاشق تو هستم
نمى توان در واژه ها گنجاند
احساس من را به تو؛
احساس من به تو
نيرومندترين احساسى است كه تاكنون داشته ام؛
با اين حال هنگامى كه ميخواهم آن را به تو بگويم
يا حتى آن را برايت بنويسم؛
واژه اى را نمى يابم كه حتى بتوانم
احساسى نزديك به ژرفاى احساس مرا بيان كند؛
و گرچه نمى توان
جوهر چنين احساس شگفت انگيزى را بيان كرد؛
ميتوانم بگويم در كنار تو چه احساسى دارم:
آنگاه كه در كنار تو هستم
گويى پرنده اى هستم كه آزاد در آسمان صاف و آبى رنگ بال مى گشايد؛
آنگاه كه در كنار تو هستم
گويى موجى هستم در اقيانوس
كه توفنده بر ساحل مى كوبد؛
گويى رنگين كمانى هستم در پس طوفان
كه سربلند، رنگهايم را نمايان مى سازم؛
گويى غرق در زيباييها گشته ام
و اين تنها بخش كوچكى ست
از احساسى شگفت انگيز كه در كنار تو دارم؛
شايد واژه ى عشق را از آن رو ساخته اند
تا ژرفا و شكوه احساس من
به تو را بيان كند؛
و انگار كه اين توان را ندارد
ولى بدان خاطر كه عشق كماكان بهترين واژه
-هاست
بگذار هزاران بار بگويم:
بيش از "عشق"
عاشق "تو" هستم
نمى توان در واژه ها گنجاند
احساس من را به تو؛
احساس من به تو
نيرومندترين احساسى است كه تاكنون داشته ام؛
با اين حال هنگامى كه ميخواهم آن را به تو بگويم
يا حتى آن را برايت بنويسم؛
واژه اى را نمى يابم كه حتى بتوانم
احساسى نزديك به ژرفاى احساس مرا بيان كند؛
و گرچه نمى توان
جوهر چنين احساس شگفت انگيزى را بيان كرد؛
ميتوانم بگويم در كنار تو چه احساسى دارم:
آنگاه كه در كنار تو هستم
گويى پرنده اى هستم كه آزاد در آسمان صاف و آبى رنگ بال مى گشايد؛
آنگاه كه در كنار تو هستم
گويى موجى هستم در اقيانوس
كه توفنده بر ساحل مى كوبد؛
گويى رنگين كمانى هستم در پس طوفان
كه سربلند، رنگهايم را نمايان مى سازم؛
گويى غرق در زيباييها گشته ام
و اين تنها بخش كوچكى ست
از احساسى شگفت انگيز كه در كنار تو دارم؛
شايد واژه ى عشق را از آن رو ساخته اند
تا ژرفا و شكوه احساس من
به تو را بيان كند؛
و انگار كه اين توان را ندارد
ولى بدان خاطر كه عشق كماكان بهترين واژه
-هاست
بگذار هزاران بار بگويم:
بيش از "عشق"
عاشق "تو" هستم
- ۵۵۰
- ۰۲ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط