{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی با خیال تو دیوانه گشتم

شبی با خیال تو دیوانه گشتم
تو را خواب دیدم که بیگانه گشتم
شرابی شدی تا بنوشم ز دستت
من از دست تو جام پیمانه گشتم
شتابان روی سمت میخانه اما
کجا میروی؟من که میخانه گشتم!
تو را شمع سوزان نظر کردم اما
برای تو مانند پروانه گشتم
سرم روی آن شانه ات بود و انگار
پناهنده ی هرم آن شانه گشتم
تو با خانه ی ما چه کردی که من هم
همانند این خانه، ویرانه گشتم
دیدگاه ها (۵)

آن عصر ِ سرد و تار که ابر ، آسمان نداشتجایی به غیر ِ چشم ِ ت...

مرور می کنم امروز تورا و بار دگرعجیب در دهنم عطر شعر می پیچد...

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟از كجا وز كه خبر آوردي ؟خوش خبر ...

‍ حال شبنم خوب نمی شودوقتی کهشب تا سحر به امید عطر خوش محبوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط