{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

telegram.me/tanhayi_tanhayi

telegram.me/tanhayi_tanhayi
#تنهایی

گاه گاهی که دلم میگیرد به خودم می گویم :
در دیاری که پر از دیوار است
به کجا باید رفت ؟
به که باید پیوست ؟
به که باید دل بست ؟
حس تنهای درونم می گوید :
بشکن دیواری که درونت داری !
چه سوالی داری ؟
تو خدا را داری
و خدا ...
اول و آخر با توست .
و خداوند عشق است ...
#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

#تو_خدا_را_داری و #خدا اول و آخر با توست #دکلمه #دلنوشت #حرف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

گاه گاهی که دلم میگیردبه خودم می گویم:در دیاری که پر از دیوا...

و خداوند عشق است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط