{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.

یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است.

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست، چه صفایی دارند!

چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم.
دیدگاه ها (۱۱)

تلخ و افسرده / فریدون مشیری تو از این دشتِ خشکِ تشنه روزی کو...

جاتون خالی رفتیم عروسی پسر همسایه مون این کیک رو هم بهمون دا...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

چترها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را خاطره را زیر بار...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

still with you

آب را گل نکنیم:در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.یا که در بی...

آب را گل نکنیم:در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.یا که در بی...

درفرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.یا که در بیشه دور، سیره‌یی ...

.مردم بالادست، چه صفایی دارند!چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیر...

آب را گل نکنیم؛در فرودست، انگار، کفتری می خورد آب؛یا که در ب...

#آب را گل نکنیم :در فرودست انگار ، کفتری می خورد آبیا که در ...

آب را گل نکنیم :در فرودست انگار، کفتری می خورد آب .یاکه در ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط