#آب را گل نکنیم :

#آب را گل نکنیم :

در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب

یا که در بیشه دور ، سیره ای پر می شوید .

یا که در آبادی ، کوزه ای پر می گردد .

آب را گل نکنیم :

شاید این آب روان ، می رود پای سپیداری ، تا فروشوید

اندوه دلی .

دست درویشی شاید ، نان خشکیده فروبرده در آب .

چه گوارا این آب !

چه زلال این رود !

مردم بالا دست چه صفایی دارند !

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیرافشان باد

من ندیدم دهشان ،

بی گمان پای چپرهاشان جاپای خداست .

ماهتاب آنجا ، می کند روشن پهنای کلام .

بی گمان در ده بالا دست ، چینه ها کوتاه است .

غنچه ای می شکفد ، اهل ده باخبرند .

چه دهی باید باشد !

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود ، آب را می فهمند .

گل نکردندش ، ما نیز

آب را گل نکنیم.



#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

داستان دختر برفی

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط