بارانا دختر بنیامین بهادری
بارانا دختر بنیامین بهادری
دست هامان نرسیده است به هم... از دل و دیده گرامی تر هم آیا هست؟-
دست ، آری ز دل و دیده گرامی تر: دست! زین همه گوهر پیدا و پنهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدر تر است.هرچه حاصل کنی از دنیا دستاورد است!هرچه اسباب جهان باشد در روی زمین، دست دارد همه را زیر نگین، سلطنت را که شنیده است چنین؟!شرف دست همین بس که نوشتن با اوست، خوش ترین مایه ی دلبستگی من با اوست.وه چه نیروی شگفت انگیزی ست ، دستهایی که به هم پیوسته است!به یقین هر که به هر جای درآید از پای ، دستهایش بسته است!دست در دست کسی داری اگر ، دانی ، دست، چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست،لحظه ای چند که از دست طبیب ، گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد، نوشداروی شفابخش تر از داروی اوست.دست گنجینه ی مهرو هنر است : خواه بر پرده ی ساز، خواه در گردن دوست، خواه در یاری نابینایی، خواه در ساختن فردایی...آنچه آتش به دلم می زند هر دم، سرنوشت بشر است.داده با تلخی غم های دگر، دست به هم!بار این درد و دریغ است که ما،تیرهامان به هدف نیک رسیده است ولی ، دست هامان نرسیده است به هم...!
یا سردار بی دست عباس ع
دست هامان نرسیده است به هم... از دل و دیده گرامی تر هم آیا هست؟-
دست ، آری ز دل و دیده گرامی تر: دست! زین همه گوهر پیدا و پنهان در تن و جان ، بی گمان دست گرانقدر تر است.هرچه حاصل کنی از دنیا دستاورد است!هرچه اسباب جهان باشد در روی زمین، دست دارد همه را زیر نگین، سلطنت را که شنیده است چنین؟!شرف دست همین بس که نوشتن با اوست، خوش ترین مایه ی دلبستگی من با اوست.وه چه نیروی شگفت انگیزی ست ، دستهایی که به هم پیوسته است!به یقین هر که به هر جای درآید از پای ، دستهایش بسته است!دست در دست کسی داری اگر ، دانی ، دست، چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست،لحظه ای چند که از دست طبیب ، گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد، نوشداروی شفابخش تر از داروی اوست.دست گنجینه ی مهرو هنر است : خواه بر پرده ی ساز، خواه در گردن دوست، خواه در یاری نابینایی، خواه در ساختن فردایی...آنچه آتش به دلم می زند هر دم، سرنوشت بشر است.داده با تلخی غم های دگر، دست به هم!بار این درد و دریغ است که ما،تیرهامان به هدف نیک رسیده است ولی ، دست هامان نرسیده است به هم...!
یا سردار بی دست عباس ع
- ۲.۱k
- ۱۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط