{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨ 💞 💞 💖

✨ 💞 💞 💖
زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسید
چه بگویم که چه شد عشق به دادم نرسید

گر چه می‌گفت زمستان که رود باز آید
آخرین بین غزل صف شد و باز هم نرسید

امشب ازشوق نگاهش دوسه پیمانه زدم
شب به مستی گذراندم و به دادم نرسید

همه‌ ی شهر از این قصه خبر دار شدند
غصه ‌ی هجر من خسته به یارم نرسید

رسم عاشق شدن این است که تنها باشی
دلکم حوصله کن گرچه به وصلت نرسید

چشم زیباش، قد و بالا‌ که رقیبان دیدند
لب سرخی که مرا سوخت به کامم نرسید

ای‌دل خسته من بیش به خود وعده مده
سینه‌ام چاک شد و قصه به انجام‌ نرسید
(ندا)
✨ 💞 💞 💖
🆔 @RomanticPoem
دیدگاه ها (۱۳)

زندگی ‌رفت و خزان شد ولی ‌یارم نرسیدچه بگویم که چه شد عشق به...

همه‌ ی شهراز این قصه خبر دار شدندغصه ‌ی هجر منِخسته به یارم ...

همه‌ ی شهر از این قصه خبر دار شدندغصه ‌ی هجر منِ ...

همه‌ ی شهراز این قصه خبر دار شدندغصه ‌ی هجر منِخسته به یارم ...

همه‌ ی شهراز این قصه خبر دار شدندغصه ‌ی هجر منِخسته به یارم ...

✨ 💞 💞 💖 ساقی بده پیمانه قلبم شده ویرانهازخود‌تورهامی‌کن‌یارم...

همه‌ ی شهر از این قصه خبر دار شدندغصه ‌ی هجر منِ ...

‌ #هیچ یادم میکنی آرام جان خسته ام ؟هیچ یادم میکنی معشوقه ی...

‍ #فاضل_نظری 🌾 خانه قلبم خراب از یکه تازی های توستعشقبازی کن...

خنده های شیرین..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط