تفاوت؟

- اجازه بدهید او نزد شما بماند. ایسول دخترک کم‌سن و سالی است اما خیلی خوب می‌فهمد و کارهای زیادی هم می‌تواند انجام دهد. فقط کمی عجیب و غریب است که اگر زیاد به او محل نگذارید متوجه آن هم نخواهید شد.
ایسول از پشت در به گفتگوی دایه‌اش و آن مرد که می‌گفتند یکی از اعضای دور خانواده او است گوش می‌داد. تنه‌اش تکیه سبکی به دیوار انداخته و دست‌هایش را جلوی دامنش به هم گره زده بود. آهی کشید که بخار سردی از دهانش بیرون آمد و کمی صورتش را مرطوب کرد.
او عجیب و غریب نبود، فقط چیزهایی را دوست داشت که از نظر دیگران با هم تضاد داشتند. مثل زمانی که تاجی از گل‌های موردعلاقه‌اش را روی سرش گذاشته و به آهنگری رفته بود. وقتی که گفت می‌خواهد یاد بگیرد نعل اسبشان‌ را خودش بسازد همه با تعجب به او نگاه کردند و پچ‌پچ‌هایی از هر طرف شروع شد. پشت سر او دایه‌اش با جیغ و داد وارد آهنگری شده و جوری با کتک او را بیرون برد که انگار ایسول مرتکب بزرگترین گناه ممکن شده بود.
شاید هم گناه کرده بود، چون زنانی که او در اطرافش می‌دید یا داستان‌هایشان را می‌شنید هیچ‌کدام مانند او نبودند. نمی‌دانست، ولی حتی اگر هم گناه بود می‌خواست متفاوت باشد، چون این چیزی بود که او بود.

شبنم روی آهن
ک.ا‌

فکر کنم این بریده از کتاب، یه توضیح درباره عکس بده... اصطلاحا بایس من.
دیدگاه ها (۰)

p1

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

پارت ۳: رقصِ رنگ‌ها و نت‌هاهفته‌های بعد، مدرسه‌ی شلوغ و پر س...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

شاهکاری به نام دروغ

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 46[ویو آرا]فردا...

رمان جونگکوکp¹ساعت هشت صبح بود.ات مثل همیشه با عجله وارد ساخ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط