‍ ▫️با هزار زحمت آمده بودم مدینه،

‍ ▫️با هزار زحمت آمده بودم مدینه،
مهمانِ خانه امام شدم.
حضرت برایم از ظهور گفت؛
از اینکه انتظار ظهور مثل جهاد در رکاب رسول خداست.
صحبت که به اینجا رسید، غریبه‌ای وارد شد.
امام حرفش را قطع کرد.
حسرتش ماند روی دلم.
تا وقتی مدینه بودم، یازده بار دیگر هم آمدم خانه‌ی امام،
اما نشد!
نشد که امام دست از تقیّه بردارد و سخنش را کامل کند.
یک سال گذشت؛
دوباره آمدم مدینه.
باز هم مهمان خانه حضرت.
امام صادق علیه السلام کلامش را این طور کامل کرد:

«مهدی ما خواهد آمد؛
غم‌ها را از شیعیانش خواهد زدود،
پس از سختی‌های بسیار،
پس از روزگار آزمایش‌های طولانی،
پس از زمانه‌ی اندوه و هراس...
خوش به حال کسی که آن زمان را درک کند.»

📚 برگرفته از کمال الدین، ج۲، ص۳۳۴.


#بلای_غیبت
#داستانک_مهدوی
#زیبایی_های_ظهور

@Elteja
دیدگاه ها (۰)

معنی وحدت سکوت نیست.با سکوت کردن چطوری مردم بفهمند کی وطن فر...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

#باز_آفرینی_محتوای_دینی گاهی روزگار کودکی ام را مرور می کنم....

‍ 🔹نان خشك حضرت امير علیه السلامراوی می گوید: دیدم یک نفر در...

⭕️ چهار شرط ظهورآیا ظهور صرفا متوقف بر وجود 313 نفر است؟تا ک...

حتما بخونید شاید ندونید ....طبق آنچه از روايات استفاده مي‌شو...

امام علی النقی (ع) امام دهم شیعیان جهان است که در نیمه ذی حج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط