{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند:

میگویند:
سفیرانگلیس دردهلی ازمسیری درحال گذربود، میبیند یک جوان هندی،لگدی به گاوی میزند؛ گاوی که درهندوستان مقدس است!
سفیرانگلیس ازخودرو خود پیاده شده وبه سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و در این لحظه گاو ادرار میکند و سفیر انگلیس با ادرار گاو دست و صورتش رامیشوید وبقیه مردم حاضر که میبینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم میشمارد، در جلوی گاو ،سجده میکنند و آن جوان را مجازات میکنند.
همراه سفیرانگلیس با تعجب میپرسد:
چرا این کار را کردید؟!
سفیر میگوید:
لگد این جوان آگاه، میرفت که فرهنگ هندوستان راپنجاه سال جلو بیاندازد، ولی من نگذاشتم! . دو روایت از فقر فرهنگی مردم:

چارلی چاپلین : 
من هر قدر با کار طنز، کوشش کردم تا مردم " بفهمند" 
اما آنها فقط " خندیدند " ...!!! امام سجاد (ع) : 
پدرم با برترین مردان زمان خویش در خون غلطید تا مردم "بفهمند" اما آنان فقط "گریه کردند" ...!!!
دیدگاه ها (۳۲)

سفیر انگلیس در دهلی ازمسیری در حال گذر بود، میبیند یک جوان ه...

میگویند:سفیر انگلیس در دهلی ازمسیری در حال گذر بود، میبیند ی...

میگویند:سفیر انگلیس در دهلی ازمسیری در حال گذر بود، میبیند ی...

میگویند سفیرانگلیس در دهلی ازمسیری درحال گذر بود، میبیند یک ...

میگویند سفیر انگلیس دردهلی ازمسیری درحال گذر بود،میبیند یک ج...

میگویند سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود میبیند ی...

سفیر انگلیس و گاو :می گویند سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در ...

میگویند:سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود، که یک ج...

میگویند:سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود، که یک ...

می‌گویند سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط