دروغ مصلحتی
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد اول (فلسفه دروغ مصلحتی)
آیا براستی هیچکس هم تاکنون پیدا شده است که بدون هیچ مصلحتی دروغی بگوید؟
اگر چنین کسی پیدا شود حتما جایش در دیوانه خانه است زیرا در دیوانه خانه ها گاه شاهدیم که دیوانه ای بر سکوئی نشسته وادعا می کند که شاه جهان است و بر جهان حکم میراند. براستی این یک دروغ واقعاً غیر مصلحتی است زیرا هیچ خاصیتی جز مسخره شدن برایش ندارد. تازه از کجا معلوم که این دیوانه هم به عمد خود را به دیوانگی نزده باشد تا از شر خانواده خود نجات یابد و به دیوانه خانه بیاید و از هر مسئوليتی مبرا گردد؟ میبینیم که براستی دروغ غیر مصلحتی وجود ندارد و همه دروغها دارای مصلحتی برای دروغگو میباشند. بنابراين فلسفه دروغ مصلحتی چیزی جز حلال کردن دروغ نیست . در حالیکه دروغگونی در همه فرهنگها و مذاهب جهان ام الفساد و ملعون و مطرود است ولی بنیانگزار این فلسفه کیست ؟ آیا کسی جز خود شیطان است ؟ البته شیاطین میتوانند هر حرامی را حلال کنند و از بابت آن کمیسیون بگیرند.
دروغ مصلحتی همان مصلحت دروغین است و فلسفه دروغگوئی تا سرحد تقدیس دروغگوئی.
از همین یک نمونه میتوان نتیجه گرفت که علت العلل ابطال و نهیلیزم حاکم بر فرهنگها و اخلاق فطری و دینی بشر چیزی جز استثنا نمودن برخی از گناهان نیست. این همان جریان نسبی سازی ارزشهاست که نهایتا به ابطال كل نظام ارزیابی منجر شده و بلکه ارزشی را مبدل به ضد ارزش می سازد. در واقع آنچه که امروزه راستی و صدق را محال نموده و به بوته نسیان سپرده است همان فلسفه دروغ مصلحتی است ،مثل زنای مصلحتی، دزدی مصلحتی، جنایت مصلحتی... و گناه مصلحتی.
آیا گناه مصلحتی همان فلسفه ابلیس نیست که با منطق بشری سخن می گوید : مصلحت شیطانی!
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
آیا براستی هیچکس هم تاکنون پیدا شده است که بدون هیچ مصلحتی دروغی بگوید؟
اگر چنین کسی پیدا شود حتما جایش در دیوانه خانه است زیرا در دیوانه خانه ها گاه شاهدیم که دیوانه ای بر سکوئی نشسته وادعا می کند که شاه جهان است و بر جهان حکم میراند. براستی این یک دروغ واقعاً غیر مصلحتی است زیرا هیچ خاصیتی جز مسخره شدن برایش ندارد. تازه از کجا معلوم که این دیوانه هم به عمد خود را به دیوانگی نزده باشد تا از شر خانواده خود نجات یابد و به دیوانه خانه بیاید و از هر مسئوليتی مبرا گردد؟ میبینیم که براستی دروغ غیر مصلحتی وجود ندارد و همه دروغها دارای مصلحتی برای دروغگو میباشند. بنابراين فلسفه دروغ مصلحتی چیزی جز حلال کردن دروغ نیست . در حالیکه دروغگونی در همه فرهنگها و مذاهب جهان ام الفساد و ملعون و مطرود است ولی بنیانگزار این فلسفه کیست ؟ آیا کسی جز خود شیطان است ؟ البته شیاطین میتوانند هر حرامی را حلال کنند و از بابت آن کمیسیون بگیرند.
دروغ مصلحتی همان مصلحت دروغین است و فلسفه دروغگوئی تا سرحد تقدیس دروغگوئی.
از همین یک نمونه میتوان نتیجه گرفت که علت العلل ابطال و نهیلیزم حاکم بر فرهنگها و اخلاق فطری و دینی بشر چیزی جز استثنا نمودن برخی از گناهان نیست. این همان جریان نسبی سازی ارزشهاست که نهایتا به ابطال كل نظام ارزیابی منجر شده و بلکه ارزشی را مبدل به ضد ارزش می سازد. در واقع آنچه که امروزه راستی و صدق را محال نموده و به بوته نسیان سپرده است همان فلسفه دروغ مصلحتی است ،مثل زنای مصلحتی، دزدی مصلحتی، جنایت مصلحتی... و گناه مصلحتی.
آیا گناه مصلحتی همان فلسفه ابلیس نیست که با منطق بشری سخن می گوید : مصلحت شیطانی!
تألیف:«استاد علی اکبر خانجانی »
- ۱.۶k
- ۲۸ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط