{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهمت میدانی اما باورت نیست

میخواهمت میدانی اما باورت نیست
فکری به جز نامهربانی در سرت نیست

فرددیگر شدی، هرچند ، امّا من همانم
آری همان شوری که دیگر در سرت نیست

من دوستت دارم تمام حرفم این است
حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست

من آسمانی بی کران،روحی بلندم
باور کن این کوتاهی از بال و پرت نیست

ای کاش از آغاز با من گفته بودی
وقتی توانِ آمدن تا آخرت نیست
دیدگاه ها (۱)

هرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلماز تو فرار می کنم ......

هر چه کردم نشوم از تو جدا بد تر شدو نرفت از دل من مهر و وفا،...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

همیشه پیش چشمان پر از مهرت کم آوردمبرای دیدنت هر بار ، دلیلی...

میخواهمت میدانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت نی...

......می خواهمت میدانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت...

می خواهمت میدانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت ن...

می‌خواهمت، می‌دانی اما باورت نیست فکری به جز نامهربانی در سر...

می خواهمت،می دانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط