تلاطم هاي درياي درونم
تلاطم هاي درياي درونم
خزان برگها در اندرونم
دمادم لرزش دستان سردم
كشاكشهاي قلب پرزدردم
خدايا مرگ را بر من روا كن
تمام دردهايم را دوا كن
بيا جسم گناه آلوده ام را
وجودسست وبي شالوده ام را
تن بي ريشه و فرسوده ام را
دل بي طاقت و پوسيده ام را
بيامرز و ببخش و پاك فرما
تنم را با شقايق خاك فرما
بيا يارب نگاهت را به ما کن
گذشتت را به ما بي انتها کن
به من در خاك آرامش عطا كن
به عهدت با گنه كاران وفا كن
"شعر از خودم"
خزان برگها در اندرونم
دمادم لرزش دستان سردم
كشاكشهاي قلب پرزدردم
خدايا مرگ را بر من روا كن
تمام دردهايم را دوا كن
بيا جسم گناه آلوده ام را
وجودسست وبي شالوده ام را
تن بي ريشه و فرسوده ام را
دل بي طاقت و پوسيده ام را
بيامرز و ببخش و پاك فرما
تنم را با شقايق خاك فرما
بيا يارب نگاهت را به ما کن
گذشتت را به ما بي انتها کن
به من در خاك آرامش عطا كن
به عهدت با گنه كاران وفا كن
"شعر از خودم"
- ۳۸۱
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط