"شعر از خودم"
"شعر از خودم"
تلاطم هاي درياي درونم
خزان برگها در اندرونم
دمادم لرزش دستان سردم
كشاكشهاي قلب پرزدردم
خدايا مرگ را بر من روا كن
تمام دردهايم را دوا كن
بيا جسم گناه آلوده ام را
وجودسست وبي شالوده ام را
تن بي ريشه و فرسوده ام را
دل بي طاقت و پوسيده ام را
بيامرز و ببخش و پاك فرما
تنم را با شقايق خاك فرما
بيا يارب نگاهت را به ما کن
گذشتت را به ما بي انتها کن
به من در خاك آرامش عطا كن
به عهدت با گنه كاران وفا كن
تلاطم هاي درياي درونم
خزان برگها در اندرونم
دمادم لرزش دستان سردم
كشاكشهاي قلب پرزدردم
خدايا مرگ را بر من روا كن
تمام دردهايم را دوا كن
بيا جسم گناه آلوده ام را
وجودسست وبي شالوده ام را
تن بي ريشه و فرسوده ام را
دل بي طاقت و پوسيده ام را
بيامرز و ببخش و پاك فرما
تنم را با شقايق خاك فرما
بيا يارب نگاهت را به ما کن
گذشتت را به ما بي انتها کن
به من در خاك آرامش عطا كن
به عهدت با گنه كاران وفا كن
- ۴۴۰
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط